تبليغاتX
نوشته های یک ایرانی دور از وطن
 سوسن جون پیر زن خوب کرمانی
سلام به همه
راستش موندم چطور جملات رو ردیف کنم
آخه من نوشتنم زیاد خوب نیست
یه پزشک چطور می تونه وبلاگ نویس بشه ؟! خودم نمی دونم
اما خوب سعی خودمو می کنم
راستی از خودم بگم
من 16 ساله که اروپا زندگی می کنم
5 سال اولش آلمان بودم الان اتریشم
وین شهر بزرگیه
و منم اینجا چندیدن دوست خوب ایرونی دارم که کم کم از اونها براتون می نویسم
راستی من هفته ایی یه روز میرم خونه سوسن جون
اون یه پیرزن مهربونه کرمانیه که با شوهرش که الان مرحوم شده سالهاس وینه
به من و چند دختر و زن دیگه آشپزی غذاهای ایرونی یاد می ده من خیلی کودنم اینو اعتراف می کنم
بزرگترین مشکل من اینکه اصلا صبر و طاقت ندارم می خوام غذا زود درست بشه اینقدر غذای آماده خوردم که این حس رو از دست دادم بیشتر غذاها میسوزه چون شعله گاز رو زیاد می کنم
البته گاهی هم خوب می پزم

فکر می کنم برای اولین نوشته ام همین قدر بس باشه
بقیه اش برای بعد ...



گوشه ایی دیگر از وین
|+| نوشته شده توسط دکتر شهناز خاتمی