تبليغاتX
دکتر شهناز خاتمی
 هدیه و شوهرش صادق
امروز کلی با هدیه خندیدیم هدیه دوست نزدیک منه
اونایی که مثل من در کشوری غریب زندگی می کنند قدر یه دوست خوب هموطن رو خیلی خوب می دونند

هدیه اینجا پرستاره
یه ساله ازدواج کرده ، صادق شوهرش اهل کرمانشاست و اینجا تو یه بوتیک کار می کنه ، مرد خوبیه
هدیه رو خیلی دوست داره
هدیه تعریف می کرد دیشب بعد از چند شب تونسته خونه باشه
می گفت صادق آشپزی کرده و یه کیک کوچیک هم خریده بهش گفته باید امشب رو جشن بگیریم که تو خونه هستی
گاهی به صمیمیت اونها حسودیم میشه
هدیه خیلی سختی کشیده
میدونم خدا داره اینطوری پاسخ سختیهاشو بهش میده
البته منم زیاد سختی کشیدم اما هنوز مثل اون شاد نیستم
به قول ارد بزرگ : همه آدمیان به شیوه های گوناگون سختی های روزگار را می چشند .
فکر می کنم بتونم آخر هفته برم خونشون
هدیه در حالی که چشمک می زد با شیطنت می گفت اگه بیایی میگم صادق باز آشپزی کنه ( به این حرفش کلی خندیدم )
راستی امروز صبح یه دختر مامانی خوشگل مو مشکی تو راهروی آپارتمانمون دیدم
یه لحظه فکر کردم اینجا ایرانه!
اما...... افسوس اینطوری نبود

گوشه ایی از وین


 
|+| نوشته شده توسط دکتر شهناز خاتمی